بررسی رشد و توسعه درسطح سازمان

مقدمه :

در این جستار مفهوم رشد متناظر با افزایش کمیت در بازده فرد ، سازمان و جامعه در نظر گرفته شده است و مفهوم توسعه متناظر با افزایش در کیفیت و نوآوری  و پایداری موفقیت. بنابراین اولی کمی و دومی کیفی در نظر گرفته شده است.

رشد و توسعه سازمانی دوگانه مدیریت و کارکنان

  • کیفیت سازمانی چیست ؟  کیفیت سازمانی به درجه ای از ویژگی های ذاتی سازمان در رفع نیازها و انتظارات مشتریان و سایر ذینفعان گفته می شود که برای دستیابی به موفقیت پایدارلازم است و عبارتست از :
  • موضوعات داخلی:
  • پیچیدگی و اندازه : روابط رسمی غیر متعارف و سلسله مراتب میتواند از  چابکی بکاهد.
  • فعالیت ها و فرایندها: بازنگری مستمر فرایندها و فعالیت هاجهت افزایش بهره وری ضروریست.
  • استراتژی : آیا استراتژی شرکت کارآئی لازم را دارد.
  • نوع محصول و خدمات: نتایج بازاریابی های اخیر را جهت تغییرات لازم زیر نظر بگیریم.
  • عملکرد : پایش مداوم عملکرد ، ریسک ناکارائی کارکنان را بشدت کاهش می دهد.
  • منابع :آیا منابع به خوبی و در زمان مقررتامین می شود. عدم تامین به موقع منابع تهدیدی جدیست.
  •  شایستگی : کارکنان فاقد صلاحیت تهدید هستند ،آموزش دهید.
  • سطح دانش : واحد طراحی و توسعه مرکز تفکرو مغزسازمان است. بدون این واحد خطرناپایداری سازمان را تهدید می کند.
  • سطح بلوغ : سازمانی که ساختار رسمی وسیستم جامع  ندارد، همواره وابسته به بنیانگذاران خواهد بودو نابالغ تلقی می شود.
  • موضوعات خارجی:
  • مقررات و قوانین : بی اطلاعی از قوانین و مقررات به ویژه ،قانون مدنی ،امور مالیاتی ، تامین اجتماعی و روابط کارمی تواند سازمان را در موقعیت خطرناک قرار دهد.                                
  • رقابت : ارزیابی رقبا ، درجه بندی رقبا ،درک نقاط قوت و ضعف آنها و درک دقیق از تحولات بازارمی تواند تهدیدات را کم کند. عدم ارزیابی دقیق از بازار و رقبا سازمان را در شرایط مخاطره آمیزقرار می دهد.
  • عوامل اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی : تحلیل مدام عوامل خارجی PEST و مستند سازی اطلاعات آن الزامی است.
  • نوآوری و فناوری : بدون فرایند الگوبرداری قادر به درک شرایط صعودی و یا نزولی سازمان نخواهیم بود این فرایند در نوآوری و جذب فناوری های لازم کمک می کند.
  • محیط طبیعی : طبیعت ، فضای تنفس کسب و کارهاست و ما به حفظ آن متعهدیم. هرگونه بی توجهی به آن عواقب جدی دارد.
  • هویت سازمان
  •  سازمان ها با محیط شان و هویت شان تعریف می شوند.
  •  هویت با 4ویژگی شناخته می شود : چشم انداز ، ماموریت ، ارزشها وفرهنگ.اینها چهار عامل با ارتباط متقابلند و تعیین آنها برای هرکسب  کاری الزامی است.مدیران  در زمان تعیین این چهار عنصر هویتی باید درک درستی ازمحیط داشته باشند.
  • ماموریت : هدف وجودی شرکت چیست و چرا تشکیل شده است .
  • چشم انداز: دورنما چیست ومی خواهیم درآینده چگونه سازمانی بشویم.
  • ارزش ها : اصول و الگوهای فکری موثر بر شکل دهی فرهنگ سازمان چیست و چه چیز برای حمایت از چشم انداز و ماموریت اهمیت دارد.
  • فرهنگ : اعتقادات ، پیشینه ، اصول اخلاقی ، رفتارو تلقی های مرتبط با هویت سازمان چیست.
  • رهبری و تعیین خط مشی و استراتژی:
  • مدیران ارشد با هدف دست یابی به وحدت هدف، موظفند عناصر هویتی را به شکلی ساده و قابل فهم در بین اعضا ترویج دهند وشرایط محیطی را به نوعی آماده کنند که همگان در دست یابی به اهداف متعهد و درگیرباشند.
  • به منظوردست یابی به موفقیت پایدار، رهبری و مدیران ارشد متعهد به تدوین هویت سازمان ، ترویج درستکاری ، توسعه همکاری های جمعی ،تامین منابع ، تامین آموزش، تفویض اختیار جهت پاسخگوئی، ترویج تعهد به ارزشهای مشترک ،ترویج رفتار اخلاقی و پای بندی به اصول اخلاقی هستند و جهت محافظت ونهادینه شدن این ارزش ها و فراهم آوردن شرایط رقابت سالم درسازمان، هر جا که ممکن باشد ، تلاش خواهند کرد.
  • رهبری باید تمایلات ، آرزوها و جهت گیریهای سازمان را در قالب خط مشی در پیوند با مواردی چون کیفیت ،محیط زیست ، انرژی، منابع انسانی ، بهداشت و ایمنی شغلی،کیفیت زندگی شغلی کارکنان ،نوآوری ، امنیت ،حفظ حریم خصوصی ،محافظت از اطلاعات و دانش مشتریان وانعطاف پذیری تعیین کند.
  • این خط مشی به شکل بیانیه صادر خواهد شد و طی آن رهبری سازمان متعهد به برآورده سازی نیازها و انتظارات ذینفعان مرتبط با سازمان و بهبود مستمرخواهد شد.
  • .
  • طراحی و مدیریت فرایندها:
  • همه کسب و کارها موظف به استفاده ازرویکرد فرایندی هستند . این رویکرد با بهره گیری ازشبکه ای ازفرایندها ارزش تولید می کند.زمانی که شبکه فرایندها به شکلی منسجم عمل کند نتایج به شکلی موثرواثربخش قابل پیش بینی خواهد بود.
  • فرایندهای هر سازمان بسته به نوع، اندازه و سطح بلوغ منحصر به همان سازمان است و نمی توان آن را تعمیم داد.لذا باید فرایندها و تعامل بین آنها برای دریافت نتایج مورد انتظارطراحی وتعیین شوند.
  • نیازهای طراحی فرایند:
  • در طراحی فرایندها تطابق با استراتژی،خط مشی واهداف سازمان ضروریست :
  • مدیریت منابع:
  • منابع سازمان  ، پشتیبان فرایندها ست و برای عملکرد اثربخش وکارآمد فرایندها وموفقیت پایدارسازمان نقش حیاتی دارد.
  • سازمان باید از تامین منابع اطمینان حاصل کند و در شرایط بروز خطرطرح های اضطراری جایگزین داشته باشد.منظور از منابع عبارتست از :
  • منابع انسانی ، دانش سازمانی، منابع طبیعی ، فناوری ،زیرساختهای لازم از جمله تجهیزات ، ساختمان ، تاسیسات تولیدی ، انرژی، محیط فعالیت،مواداولیه لازم برای تولید ، اطلاعات و تدارکات بیرونی شامل شرکا و شرکت های تابعه.
  • تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد:
  • سازمان موظف به اجرای رویکردی سیستماتیک جهت جمع آوری ، تجزیه و تحلیل وبازنگری اطلاعات شامل عملکرد ، تغییرات محیط و تغییرات در نیازها و انتظارات در داخل و خارج است. بر مبنای نتایج حاصل از این اطلاعات شرکت می تواند درک خود از محیط ، خط مشی ، استراتژی و اهداف رابازنگری کندوبا بهبود شرایط آموزش و نوآوری  سازمان را به روزکند.
  • نکته مهم در این ارزیابی ، تعیین شاخص های کلیدی عملکرد است. عواملی که در کنترل سازمان هستند و برای موفقیت پایدار سازمان حیاتی اند می باید به عنوان شاخص های کلیدی عملکرد مورد اندازه گیری و شناسائی قرار بگیرند.این شاخص ها باید 1- دقیق و قابل اعتماد باشند ، 2- در امتدادهویت سازمان باشند،3- در تصمیم گیری های استراتژیک و عملیاتی مفید باشند.
  • ممیزی داخلی:
  • ممیزی داخلی ابزاری موثر برای تعیین سطح انطباق سیستم مدیریت سازمان با معیارهای انتخابی است.ممیزی داخلی اطلاعات ارزشمندی برای درک ،تحلیل و بهبود عملکرد فراهم می کند.این ممیزی باید بتواند ارزیابی مطلوبی از اجرا ، اثربخشی و کارآئی سیستم مدیریت فراهم کند.
  • خود ارزیابی:
  • خود ارزیابی برای تعیین نقاط قوت و ضعف و بهترین موفقیت های گذشته مورد استفاده قرار می گیرد
  • بازنگری مدیریت:
  • بازنگری شاخص های عملکرد ،الگوبرداری (Benchmarking) ،تحلیل و ارزیابی ، ممیزی داخلی وخودارزیابی باید توسط سطوح مناسب وظایف شغلی سازمان و توسط مدیریت ارشد در بازه های زمانی مشخص و مطابق برنامه انجام شود.
  • نوآوری ضامن تداوم موفقیت سازمان:
  • نوآوری باید بتواندبه محصولات جدید، خدمات جدید، فرایندهای جدید، موقعیت بهتر بازارو یا عملکرد و خلق ارزش ها و تجدید ساختار توزیع منتهی شود.
  • برای ارتقاء نوآوری در یک سازمان باید نیازهای خاص نوآوری شناسائی و تفکر نواوری به شکل عمومی تشویق شود و فرایندهایی طراحی و به اجرا گذاشته شوند که نوآوری را به شکل  اثر بخش امکانپذیرکند. بدیهی است که  تامین منابع لازم جهت محقق شدن ایده های نوآورانه ضروری است.
    • نویسنده: دکتر محمدرضا رضاییپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *